شبکه یک - 8 فروردین 1404

آزادی قدس"، تنها در سایه "وحدت اسلامی"

روز قدس / کیپ تاون آفریقای جنوبی / ۱۳۹۷

بسم‌الله الرحمن الرحیم

سلام عرض می‌کنم خدمت برادران و خواهران مسلمان در قاره آفریقا و به ‌ویژه در آفریقای جنوبی، در کیپ‌تاون، ژوهانسبورگ و سایر شهرها. ایران شاهد تشکیل اولین حکومت اسلامی مردمی انتخاباتی بود؛ با انتخابات حاکمان در چارچوب ارزش‌های اسلامی. ایران اولین کشور آزاد شده اسلامی پس از یک قرن استعمار و حاکمیت کفر و استکبار بر جهان اسلام است. به مناسبت روز قدس خدمت شما آمدم و در راهپیمایی روز قدس در کیپ‌تاون شرکت کردم.

دنبال فرصتی بودیم که گفتگویی با شما عزیزان داشته باشم. همه ما یک درد داریم؛ درد مشترک. همه ما درد توحید و عدالت داریم. همه ما به قرآن و سنت معتقد هستیم. قبله ما، کتاب ما، رسول ما، خدای ما یکی است. و طبیعی است که در بعضی مسائل، در حوزه تاریخ و حدیث، در حوزه تفسیر بعضی از آیات قرآن، در حوزه بعضی مباحث کلامی، اعتقادی و فقهی، تفاوت‌هایی بین مذاهب مختلف اسلامی باشد. هم به دلیل این که چه کسانی را حجت می‌دانند برای تفسیر درست کتاب و سنت رسول‌الله، هم به ‌خاطر تفاوت در بعضی از احادیث و منابع حدیثی، و هم به‌ خاطر تفاوت در اجتهادها و نگاه‌ها.

بخش مهمی از این تفاوت‌ها از همان صدر اسلام بود. حتی بلافاصله پس از رحلت رسول خدا(ص) در عرصه سیاست و حاکمیتِ پس از پیامبر اکرم نیز، در مسئله خلافت بروز کرد و از همان‌جا این تقسیم‌بندی مذهبی، به لحاظ سیاسی، شروع شد و تا امروز ادامه پیدا کرده است.

اما چند مسئله هست: یکی اتحاد کفار و مستکبران عالم و جبهه ضد اسلام است. اتحاد حتی سایر ادیان، با وجود این که دستشان از حقیقت دور است و گرفتار شرک و خرافه شده‌اند و از پیام رسولان الهیِ پیش از پیامبر اکرم، ناخواسته یا خواسته، دانسته یا ندانسته فاصله گرفته‌اند، مدام به یکدیگر نزدیک‌تر و منسجم‌تر شده‌اند، با هم بیشتر مدارا کرده‌اند. به وحدت نظری نرسیده‌اند اما به وحدت عملی رسیده‌اند، سازماندهی‌های مشترک کرده‌اند و متحد شده‌اند به ‌خصوص در آفریقا این را می‌بینیم. آفریقایی که در ابتدای ظهور اسلام به‌سرعت مسلمان می‌شد. حتی در دورانی که اروپایی‌ها برای برده‌داری به آفریقا حمله کردند و ده‌ها میلیون - تا گاهی گفته‌اند صد میلیون - آفریقایی را ظرف دویست-سیصد سال کشتند، قتل‌عام کردند، به بردگی گرفتند، به دهان آن‌ها افسار زدند، به پشت و پهلوی‌های آن‌ها داغ زدند و آن‌ها را یا در آفریقا یا در قاره آمریکا به بردگی کشیدند و نابود کردند تا تمدن مدرن خود را بسازند. آمریکا به‌ عنوان نماد مدرنیته استکباری، روی خون و استخوان بردگان آفریقایی و بردگان سرخ‌پوست بنا شد. صد میلیون سرخ‌پوست را در آنجا، امروز تعداد آن را به دو میلیون نفر رساندند. بزرگترین مانع در برابر آن‌ها در جهان، به‌خصوص در قاره آفریقا، اسلام و مبارزان اسلامی بود. هرگاه نهضت اسلامی اوج گرفته است، مستکبران غربی- چند کشور اروپایی، حکومت‌های اروپا و بعد هم آمریکا و صهیونیست‌ها- دانسته‌اند که تنها راه متوقف کردن و شکست دادن مسلمین، به جان هم انداختن آن‌ها است؛ تبدیل تفاوت‌های مذهبی به تضاد و تبدیل تضاد به ستیز و نبرد و جنگیدن با یکدیگر است. این همیشه تنها راه‌ حل آن‌ها بوده است.

حتی در قرن هجدهم و نوزدهم که استعمار غرب وارد آفریقا شد و مشغول تصرف تک‌تک سرزمین‌های آفریقایی شد و چهار- پنج حکومت آفریقا را بین خودشان تقسیم کردند (انگلیسی‌ها، بلژیکی‌ها، فرانسوی‌ها، آلمانی‌ها، هلندی‌ها؛ قبل از آن بخشی هم دست پرتغالی‌ها و اسپانیایی‌ها بود، تا بعدها که آمریکا و صهیونیست‌ها هم آمدند)، تقریباً کل آفریقا را بین خودشان تقسیم کردند. مردم آفریقا را با شمشیر و با تفنگ، به‌ زور مسیحی کردند. یک دست شمشیر، در یک دست صلیب؛ گفتند یا صلیب را ببوسید و مسیحی شوید، یا شمشیر ما گردن شما را می‌بوسد! در واقع مسیحیت اجباری با شمشیر، جزئی از پروژه استعمار بود، نه انتخاب آزاد یک دین.

در عین حال غربی‌ها در آمارگیری‌ای که حتی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم انجام دادند، در قرن نوزدهم اعلام کردند که دوسوم آفریقا مسلمان هستند. مسلمان شدند و اسلام مثل آتش در خرمن به‌ سرعت در حال گسترش است. روح مقاومت در برابر استعمار، مبارزه با بردگی و نژادپرستی، شعار برابری انسان‌ها، توحید و عدالت اسلام، قرآن و سنت پیامبر، و نگاه به الگوهای مجاهدان صدر اسلام، اصحاب رسول‌الله و فرهنگ اهل بیت رسول‌الله، این‌ها به ‌سرعت در آفریقا گسترش پیدا کرد؛ چه شیعه و چه سنی‌های محب اهل بیت، و مقاومت مشترک که امروز شما در همین آفریقای جنوبی چقدر آرامگاه بزرگان اسلام را می‌بینید؛ علمای بزرگ، سنی و شیعه، و هر دو از سادات، از فرزندان اهل بیت و پیامبر هستند. چه آن‌هایی که جزو اسرا و تبعیدی‌ها و بردگانی بودند که از مالزی و اندونزی و شرق آسیا - مالایی‌ها - توسط هلندی‌ها، انگلیسی‌ها، پرتغالی‌ها و به ‌خصوص انگلیسی‌های جنایتکار به اینجا آورده شدند، چه آن‌هایی که توسط انگلیسی‌ها از هند به اینجا آورده شدند، و چه آفریقایی‌هایی که از جاهای دیگر آورده شدند. در عین حال، شما می‌بینید سه موج گسترش اسلام در همین 100- 150 سال گذشته، اینجا احیا شد، علی‌رغم این همه تبلیغات، علی‌رغم رژیم آپارتاید و نژادپرستی. بزرگترین انقلابیون آفریقا مسلمانان بودند و علیه آپارتاید مبارزه می‌کردند؛ و یا مسیحیان و سوسیالیست‌هایی بودند که به کمک مسلمانان مبارزه می‌کردند.

دو-سه تن از معاونین و مشاورین درجه اول "نلسون ماندلا" علمای مسلمان بودند؛ علمایی که مزار آن‌ها در همین کیپ‌تاون و در اطراف ژوهانسبورگ و در دوربان و جاهای دیگر است؛ ما بر سر مزار آن‌ها رفتیم. سید محمد حسن و سادات دیگری که اینجا مبارزه کردند. همین‌ها حتی نلسون ماندلا و گروه‌های مبارز مسلح علیه آپارتاید در آفریقای جنوبی را با نهضت انقلاب الجزایر و مسلمانان مجاهد الجزایری که علیه فرانسوی‌ها در کشور خودشان می‌جنگیدند، مرتبط کردند تا این‌ها آنجا آموزش چریکی و مسلحانه ببینند و اینجا علیه آپارتاید و نژادپرستی و انگلیسی‌ها بجنگند.

نلسون ماندلا پس از آزادی از زندان بیست‌وهفت، هشت ساله‌ خود، دو بار به ایران آمد. بر سر مزار امام خمینی رفت و از رهبری ایران پرسید که شما چگونه پیروز شدید، در حالی که ما پس از دهه‌ها هنوز نتوانسته‌ایم زنجیرهای بردگی را بشکنیم؟ رهبری ایران به ایشان اعلام کرد که این پیروزی دو-سه راز دارد. راز اول: الله؛ اتصال به خداوند و تکیه به او و اطاعت از خداوند. و راز دوم: اعتماد به مردم، نه به گروه‌ها و احزاب و حکومت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی متقلب غربی. به مردم اعتماد کنید و مردم را به صحنه بکشانید. راز ما این بود. و پس از این بود که ماندلا به آفریقای جنوبی برگشت و با همین روش، مردم را به خیابان‌ها کشاند و نهضت ضد نژادپرستی در اینجا پیروز شد.

اکنون خطاب من به شما برادران و خواهران اهل سنت در آفریقای جنوبی و در نقاط دیگر آفریقا این است که اجازه ندهید تفاوت‌های ما را به تضاد و درگیری تبدیل کنند. من در شهر دوربان به مسجد امام حسین(ع) رفتم که دو نفر مزدور اسرائیل آمده بودند و این مسجد، خانه خدا، و قرآن‌ها را آتش زده بودند؛ سه بمب گذاشتند و منفجر کردند و سر یک نمازگزار مسلمان را در مسجد بریدند و به شهادت رساندند و امام جماعت آنجا را با کارد مجروح کردند و خواستند سر ایشان را هم ببرند، اما نتوانستند؛ و مسجد و خانه خدا را به آتش کشیدند. البته تمام محافل مسلمان، مسیحی، حکومت در آفریقای جنوبی و همه برادران اهل سنت و همه گروه‌ها این قضایا را محکوم کردند، اما این کافی نیست. اجازه ندهیم این وضعیت را به آفریقای جنوبی و این کشورها بکشانند. این‌ها هر وقت می‌بینند مسلمین بیدار شده‌اند و اسلام در حال پیشرفت است، هر وقت می‌بینند رژیم صهیونیستی به خطر افتاده، چنان‌که اکنون به دست حزب‌الله و حماس، موجودیت صهیونیست‌ها به خطر افتاده است ناگهان از پشت جبهه مسلمین، جنگ داخلی راه می‌اندازند. این یک عمل کاملاً سیاسی است، نه مذهبی. این سوءاستفاده از مذهب است و کار استبداد و استکبار است.

هرگاه دیده‌اند که اسلام دارد دوباره احیا می‌شود چنان‌که در همین صد سال پیش دوباره گفتند دوسوم آفریقا مسلمان شده‌اند و بعد تلاش‌هایی را شروع کردند برای این که مسلمین را با خودشان درگیر کنند و مسائل دیگر، اعلام کردند مسیحی و مسلمان در آفریقا را نصف ‌نصف کرده‌ایم. ولی پیش‌بینی کردند که پس از انقلاب اسلامی، دوباره رشد اسلام در آفریقا شروع شده است و اگر جلوی آن را نگیریم و مسلمین را به جان هم نیندازیم، دوباره ممکن است تا ده-بیست سال دیگر دوسوم آفریقا مسلمان شوند؛ و دارند به ‌سرعت مسلمان می‌شوند.

تنها مانع رشد اسلام، تروریسم به نام مذهب، مسجدسوزی و قرآن‌سوزی به دست مسلمان است. و جنگ‌های خانمان‌برانداز داخلی را ایجاد کردن که پشت آن قدرت‌های استکباری، آمریکایی‌ها، انگلیسی‌ها و صهیونیست‌ها هستند و هیچ ارتباطی به مذهب ندارد. رهبران هر چهار مذهب اهل سنت، یا مثل ابوحنیفه مستقیماً شاگرد امام جعفر صادق، فرزند پیغمبر، بوده‌اند یا مثل شافعی و حنبلی با واسطه شاگرد ایشان بوده‌اند. ما تفسیر قرآن، عقاید و فقه خود را از فرزندان رسول خدا، از اهل بیت، که از امام صادق متصل بودند تا امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا «علیهما السَّلام» و تا رسول‌الله گرفته‌ایم. برادران مسلمان ما هم از بزرگان خودشان، از جناب ابوحنیفه، جناب شافعی، جناب احمد حنبل، جناب مالک گرفته‌اند و همه محترم هستند. اختلاف‌نظرها بین علما - نه عوام- بدون لحن تکفیر، با استدلال، با عقل، با نقل، با تفسیر؛ بحث بر سر تفسیر آیات قرآن، بحث بر سر احادیث نقل‌شده قوی و ضعیف، باید ادامه یابد و باید بین علما گفتگو باشد. اما این لحن تکفیر و خشونت در کف خیابان، تهمت زدن به شیعه، تهمت زدن به گروه‌های مختلف سنی و جعل سند، و دروغ گفتن و پاسخ نشنیدن؛ اتهام به این که شیعیان قرآن را قبول ندارند، اتهام این که شیعیان دشمن اصحاب پیغمبر هستند، اتهام به این که شیعیان، ائمه اهل بیت را خدا می‌دانند؛ خب این‌ها همه دروغ است. چرا از نزدیک گفتگو نکنیم؟ توسل و شفاعت و زیارتی که شیعه می‌گوید، سنی هم می‌گوید، صوفیه هم می‌گویند. آن زیارت و شفاعت و توسلِ توحیدی است، «بِإِذْنِ الله» است، در طول اراده الهی است؛ نه زیارت و توسلی که از نوع شرک باشد.

بوسیدن قبر پیغمبر و اهل بیت و احترام به آن‌ها، عبادت آن‌ها نیست؛ چنان‌که بوسیدن دست پدر و مادر و احترام به پدر و مادر و به معلم، به معنای پرستیدن آن‌ها و عبادت آن‌ها و شرک نیست. چطور دست ملکه انگلیس و رئیس‌جمهور آمریکا را می‌بوسند شرک نیست، اما مسلمین که قبر شریف پیغمبر اکرم و اهل بیت ایشان و فرزندان ایشان را ببوسند، شرک است؟ در حالی که این به قصد «عِبادَةِ الله» است و آن به قصد «عِبادَةِ الشَّیطان» است. به شیعه می‌گویند مُهرپرست و خاک‌پرست است. شیعه می‌گوید چون قرآن می‌فرماید بر زمین سجده کنید و مراد از زمین، خاک و سنگ است، بنابراین ما باید یا خاک یا سنگ داشته باشیم، یا آن را تبدیل کنیم به سنگی خاکی مثل مُهر، که روی موکت و فرش و این‌ها سجده نکنیم؛ این‌ها زمین حساب نمی‌شوند، باید خاک باشد. بحث مُهرپرستی نیست. زیارت اولیاء خدا به معنای آن‌ها را هم‌عرضِ خدا قرار دادن، و مستقل از خداوند چیزی از آن‌ها خواستن نیست. اگر این بود، بله شرک بود. اما چه زمانی شیعه چنین عقیده‌ای داشته است؟ اهل سنت هم همه اهل زیارت و توسل هستند، اما «بِإِذْنِ الله». ما «تَوَسُّل إِلَی الله» می‌کنیم، منتهی «بِرَسولِ الله» و «بِأَولِیاءِ الله»

مراقب این درگیری‌ها و این فرقه‌سازی‌ها باشیم؛ و این که خود غربی‌ها معمولاً با هم متحد می‌شوند تا ما را به جان هم بیندازند؛ و این که تفرقه ذاتاً شیطانی است، حتی اگر با شعار ظاهراً دینی و الهی باشد. تفرقه از شیطان است و وحدت از رحمان است. و این‌هایی که این جنایات را می‌کنند نه شیعه هستند و نه سنی، و فقط مأموریت‌شان به جان هم انداختن شیعه و سنی است. اگر ما عبدالله باشیم - به تعبیر امام خمینی(ره) که اگر صدو‌بیست‌و‌چهار هزار پیامبر همه در یک شهر و یک جا جمع شوند، بین آن‌ها اختلاف به وجود نمی‌آید، چون همه‌شان بر هوای نفس‌شان مسلط هستند و برای آن‌ها مسئله زبان و نژاد و قبیله و من و تو در کار نیست و همه بندگان خدا هستند. ممکن است بین دو ولی خدا مثل حضرت موسی(ع) و جناب خضر(ع) اختلاف نظر پیش بیاید، اما با هم درگیر نمی‌شوند. هر روز دشمن در حال پیدا کردن یک راه و یک بهانه است تا مسلمین را به جان هم بیندازد و از پا نمی‌نشینند؛ مدام راه‌های جدید پیدا می‌کنند. ما توجه کنیم که اختلافات ما اگر به روش دوستانه و برادرانه گفتگو و حل نشود، یا اگر با هم مسالمت‌آمیز زندگی نکنیم و علیه دشمنان اسلام با هم متحد نباشیم شکست می‌خوریم. ضمن این که اختلاف‌نظرهایمان را باید گفتگو کنیم، ما شیعه و سنی باید تابع قرآن و سنت و فرمان وحدت الهی باشیم. مراقب باشیم دشمنان اسلام فقط از طریق تفرقه و به جان هم انداختن ما، بر ما و شما حکومت کرده‌اند و می‌کنند. هیچ پیروزی بدون وحدت پیش نمی‌آید، و هرگاه اسلام قوی شده یا داشته دوباره قوی می‌شده است، این‌ها به جان مسلمین افتاده‌اند.

ببینید جریان مسیحیان در این کشور، در قاره آفریقا و بطور خاص در آفریقای جنوبی که ما هستیم؛ با این که به ‌شدت اختلاف ‌نظر دارند و اساساً همدیگر را قبول ندارند، ولی با همدیگر مدارا می‌کنند. شورای کلیساهای مسیحی آفریقای جنوبی، که کانال‌های رسمی و غیررسمی زیادی در سطح ملی و بین‌المللی دارند و بین کلیساهای مختلف و مذاهب مختلف مسیحی در آفریقای جنوبی نوعی وحدت عمل ایجاد کرده‌اند، با این که هنوز گروه‌های مسیحی‌ای هستند که جزء این اتحادیه و شورا نیستند مثلاً اکثر کلیساهای آفریکانس، کلیساهای آفریقایی، وارد این شورا نشده‌اند؛ کلیساهای پنتاکوستال، کلیساهای کاریزماتیک، این‌ها عضو این شورا نشده‌اند، اما در عین حال، همان کلیساهایی که وارد این شورا شده‌اند و کانال‌های ارتباطی و رهبری‌ آن‌ها با هم مشترک شده است، اینجا چگونه در مناطق روستایی و شهری با تبلیغات، مؤسسات آموزشی متعدد، تربیت مبلغ، و شاخه‌های مختلف مسیحیت با این که با همدیگر به ‌شدت اختلاف‌نظر دارند؛ یعنی ارتدوکس‌ها اساساً کاتولیک‌ها و به ‌خصوص پروتستان‌ها را بی‌دین می‌دانند، ارتدوکس‌ها را هم قبول ندارند، پروتستان‌ها هیچ‌کدام از این‌ها را قبول ندارند؛ یعنی اختلاف مذاهب مسیحی با همدیگر خیلی بیشتر از اختلافات مذاهب اسلامی است. از وقتی که وهابیت آمده و میلیاردها دلار نفتی را به فرمان آمریکا و انگلیس برای حفظ اسرائیل و برای به جان هم انداختن مسلمین و مبارزه با وحدت اسلامی به کار گرفته‌اند، آن‌ها آمده‌اند بین مسلمین یک چنین درگیری‌هایی را در این 100- 150 سال اخیر، به‌ خصوص 40- 50 سال اخیر، ایجاد کرده‌اند که همه ‌جا دنبال اختلافات هستند؛ در حالی که قرآن می‌فرماید حتی با اهل کتاب هم شما از مشترکات شروع کنید: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ». وقتی با آن‌ها این را می‌گوید، آیا ما مسلمین با همدیگر باید از اختلافات شروع کنیم؟

خب حالا لااقل درس بگیرید؛ مسیحیان با این همه تضادهای درونی، فقط همین شورای کلیساهای مسیحی آفریقای جنوبی متحد شده‌اند و استراتژی طراحی کرده‌اند با متدهای مختلف آموزشی که نگذارند اسلام بیش از این رشد کند. بعضی سازمان‌ها و مؤسسات مسیحی کنار کلیساها مشغول هستند و به کارهای آموزشی می‌پردازند. آنچه عرض می‌کنم عین سند این شورا است. - دقت بفرمایید- برنامه‌های رادیو تلویزیونی راجع به مسیحیت، بدون اشاره به اختلافات داخلی مسیحیت؛ مجله، روزنامه، کتاب منتشر می‌کنند بر روی مشترکات مسیحی، نه اختلافات آن. حتی مسیحیت رومان‌کاتولیک در آفریقای جنوبی و در جنوب آفریقا یک تحول جدیدی در آن ایجاد شده است. مسیحیت کاتولیک از دهه ۱۹۶۰ متوجه شد که دارد محو می‌شود و اسلام دارد به‌ شدت گسترش پیدا می‌کند؛ یکی به ‌دلیل حرکات ضد استعماری در آفریقا که مسلمین علمدار آن بودند، دوم این که شورای دوم واتیکان در ۱۹۶۲ و ۶۳ تشکیل شد و به این نتیجه رسید که باید خودش را به‌روز کند و دیگر نمی‌تواند از بعضی خرافات و تعالیم گذشته کلیسا و آباء کلیسا دفاع کند؛ و برای این که بتوانند منافع سیاسی-اجتماعی خودشان را در جنبش‌های استعمارزدایی حفظ کنند چون مسیحیت با استعمار وارد اینجا شد و استعمار چون در برابر انقلاب‌ها و قیام‌های آفریقاییِ اسلامی و غیره و سوسیالیستی داشت عقب‌نشینی می‌کرد این‌ها مجبور شدند یک فاصله‌ای بین خود و استعمارگران اروپایی که مجبور بودند علی‌الظاهر کمی عقب‌نشینی کنند، ایجاد کنند. لذا چند استراتژی تعریف کردند: ۱) تمام مسیحی‌ها از تمام مذاهب و همه کلیساها باید با هم متحد باشند. ۲) چون زبان لاتین و زبان‌های غربی، زبان استعماری دانسته می‌شوند، باید آموزه‌های خودمان را به زبان‌های بومی ترجمه کنیم. ۳) تمام کاتولیک‌ها، پروتستان‌ها و مسیحیان ارتدوکس باید در یک پروژه واحد با همدیگر عمل کنند.

واتیکان اقداماتی در اینجا انجام داد: آموزش زبان‌های بومی در عبادت‌های دینی؛ و این که اجازه دارید به زبان خودتان مسیحی باشید؛ ترویج سرودهای مذهبی به زبان‌های مختلف آفریقاییِ مسیحی؛ حتی استفاده از طبل و رسومات آفریقاییِ در عبادات کلیسا آزاد بشود با این که ممنوع بود. واتیکان اجازه مسیحیان کاتولیک آفریقایی حتی بروند ترجمه پروتستان انجیل را که قبلاً این‌ها ممنوع کرده بودند به زبان محلی انجام شده بروید بخوانید. و واتیکان دوم تصمیم گرفت کلیسای کاتولیک را مناسب شرایط جدید آفریقا یعنی رشد اسلام، رشد جنبش ضد استعماری و فضای جدید قرن بیستم بکند و تکیه به فرهنگ غربی استعماری بدهد و با کمک آن‌ها در این‌جا حفظ بشود. وقتی کلیسا مذهب کاتولیک را شروع کردند به آسان‌سازی حتی سنت‌های شفادهندگی کلیساها، آب مقدس، مجسمه‌ها، شمع که جنبه‌های اروپایی و غربی داشت کم کردند و نقاط اصطکاک با ادیان بومی آفریقا را کم کردند از بین بردند و گفتند شما فقط به کلیسا بیایید و همان آداب و رسوم آفریقایی قبل از مسیحی خودتان را منتهی با یک صلیب در دست، انجام دهید. یعنی تا این حد حاضر شدند عقب‌نشینی و مدارا کنند و متحد شوند و سنت‌های خود را هم تغییر دادند که فقط ظاهر مسیحیت بماند و بیش از این عقب نرود.

واتیکان دوم، رهبری بومی کلیساها را گسترش داد که بتوانند در برابر امواج استقلال‌طلبی ضداستعماری آفریقا مقاومت کنند و همراه ارتش‌های غربی مجبور نشوند آفریقا را ترک کنند. در 1960 اکثر کشیش‌ها در آفریقا اروپایی و آمریکایی بودند شروع به بومی‌سازی کردند و ادوات موسیقی آفریقایی، سرودهای آفریقایی از 1970 کم‌کم وارد شد و رهبری‌هایی را به بومیان در کلیسا دادند و 90 درصد سلسله مراتب رهبری کلیساها را ظاهراً حل کردند مهم‌شان این بود که گفتند تمام ادیان مذاهب مسیحی باید با هم فقط از یک مسیحیت حرف بزنیم اختلافات خود را در آفریقا مطرح نکنیم وقتی میسیونرهای غربی در ظاهر مجبور شدند از آفریقا بروند کشیش‌های آفریقایی را که در این‌جا گذاشتند اغلب‌شان شروع کردند به بازگشت به سنت‌های آفریقایی ماقبل از مسیحی برای ترکیب با آن و این که اسلام گسترش پیدا نکند یعنی حاضر شدند به طبل و رقص‌های خرافی آفریقایی هم برگردند در کنارش یک صلیب باشد تا اسلام گسترش پیدا نکند و حتی رهبران انقلابی که در بعضی از کشورهای آفریقایی بر سر کار آمدند چون بین کلیساها و استعمار غرب، یگانگی و اتحاد می‌دیدند و این‌ها را ابزار آن‌ها و باعث توجیه آن‌ها می‌دیدند شروع کردند در بعضی از کشورهای آفریقای انقلابی کلیساها و کشیش‌های غربی را بخصوص تحت فشار گذاشتند و ممنوع‌شان کردند و پرچم کلیساها که آن زمان در آفریقا پرچم استعماری بود به سرعت عقب‌نشینی کرد. در شورای کلیسای آفریقا در 1994 اعلام کردند که اصلاً به آفریقایی‌ها بگویید که به کلیسا بیایند نمی‌خواهد عبادت کنند! بیایند آن‌جا برقصند، بخندند، جشن بگیرند و مراسم آفریقایی خودشان را برگزار کنند اما کلیسا باشد و یک کشیش باشد و این عمل‌شان را در کلیسا انجام بدهند اما هفته‌ای یک بار عبادت مسیحی هم انجام بدهند! خب شما ملاحظه بفرمایید که وضعیت این بوده که این‌ها تا این حد با همدیگر مدارا کردند ولی امروز کاری کردند که مسلمان با مسلمان متأسفانه این‌جا با هم رفت و آمد نداشته باشند در آفریقای جنوبی و در جنوب آفریقا روابط مسجدهای ما باید برقرار باشد اگر اشکالی شیعه هست بپرسید جواب داده می‌شود و اگر اشکالی هست به شما، شما جواب می‌دهید. علما باید برادرانه و دوستانه کنار هم بنشینند و با هم گفتگو کنند.

پیام انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) وحدت امت اسلام، عزت امت اسلام، اخراج استعمارگران از جهان اسلام، تبدیل حکومت‌های دیکتاتوری غیر دینی سکولار وابسته و دست‌نشانده آمریکا، انگلیس، فرانسه، صهیونیسم در کشورهای اسلامی به حکومت‌های اسلامی مردمی، آزادسازی فلسطین و سرنگونی رژیم صهیونیستی که انشاءالله با جلوداری حزب‌الله لبنان و جهاد اسلامی و حماس در فلسطین، مجاهدان شیعه و سنی با حمایت جمهوری اسلامی انشاءالله فلسطین آزاد خواهد شد همه ما باید رو به اتحاد برویم خطاهای یکدیگر را تحمل کنیم اگر هر کدام از ما خطاهایی داریم بپذیریم اما با ادبیات خشونت و تکفیر هرگز. شما بدانید که همه رقبای شما در آفریقا با هم متحد هستند ما نباید رقیب یکدیگر یا دشمن یکدیگر باشیم. امیدواریم به فرمان رسول خدا عمل کنیم که روح برادری بین ما گسترش پیدا کند اما گفتگو و بحث آزاد و «جادلهم بالتی هی أحسن» باشد. امیدوارم شما را در ایران اسلامی زیارت بکنیم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha